ایران نوین ()
طرح تحول در دانشگاه
by: فرهاد امیرخانی
موضوعی که در اینجا مطرح می کنم مربوط به جلسه شورای فرهنگی دانشگاه در مورخه 2/2/1391 است.
در این جلسه علاوه بر بررسی برنامه ها و گزارش ها، موضوع پوشش خانم ها و آقایان نیزمورد بحث قرار گرفت.
مدعوین اغلب مدیر گروه رشته های علوم انسانی و اجتماعی بودند و صاحب نظر. اینجانب در این جلسه بحثی را مطرح کردم که در شلوغی بازار سخن به گوش ها خوب نفوذ نکرد و آنطور که انتظار می رفت پیام سخن من تاثیر واقعی را نگذاشت. البته نباید خرده گرفت به دو دلیل: اولا این روزها بیشتر آدم ها حرف می زنند و اثری از عملکرد نیست، پس باید عمل کرد و هر طرحی را نشان داد به شکلی که قابل لمس باشد و دوم اینکه معنی اصولا قابل انتقال نیست و باید برای انتقال مفهوم برنامه ریزی کرد. با توجه به این دو نکته، تصمیم دارم که طرح خود را در تابستان به ظهور برسانم و به شکل تصویری آن را ارایه کنم. حالا می خواهم بگویم که چه طرحی را در جلسه مطرح کردم و متعاقب در تابستان چه طرحی را می خواهم به ظهور برسانم.
طرح اینجانب تعریف هویت ایرانی به مفهوم کلمه است. هویت ایرانی در سراسر تاریخ، ایرانی قبل از اسلام و ایرانی بعد از اسلام و هرچند من با این تقسیم بندی ها مخالف هستم. زیرا من ایرانی هستم و مسلمان هستم و وامدار تایخ آبائ و اجدادم، پس لزومی ندارد که بخواهم برای گذشته ام خط و نشان بکشم و ملاک من امروز من است و جامعه من است و گذشته من حافظه تاریخ من است. هرچند این موضوع از اصول اساسی کانون اجتماعی فرهنگی نو اندیشان است و پژوهش عمیقی در این خصوص صورت گرفته و خواهد گرفت، پس از ورود به این بحث خارج می شوم و بار دیگر اشاره می کنم که موضوع تعریف اصالت بسیار مهم و حیاتی است و درک آن به طرحی که در شرف تکمیل است ارتباط دارد.
طرح من در اینجا مختص به دانشگاه دارد. مطابق این طرح پوشش استاد در کلاس مورد بررسی قرار می گیرد. استاد به عنوان رهبر فکر از نظر شکلی و فرم دارای پتانسیل های فراوان برای تاثیر در ذهن دانشجو هست. در جلسه فرهنگی صحبت ها بیشتر متوجه پوشش دانشجو بود و موضوعی که از سوی اینجانب مطرح شد، توجه اعضای شورای تصمیم گیرنده به پوشش و شکل و فرم رسمی و ایرانی بود. از دیگر موضوع ها توجه به فضای معماری داخل کلاس ها بود، یعنی توجه به پرده و نما و نشانه ها بر روی دیوار است. از دیگر موضوع ها تعریف یک دیالوگ ثابت و منسجم بین دانشجو با دانشجو، استاد با استاد، دانشجو با استاد، دانشجو با بوفه و متعاقبا نقش انتظامات به عنوان نیروی کنترل کننده در جمعیت دانشجو است.
طرح یاد شده، کاملا یک موضوع روان شناسی اجتماعی است. به هر امید وارم که در یک اقدام نو اندیشی بتوانیم تاثیری در روابط و تسهیل در با هم اندیشی داشته باشیم.
ارادتمند
دبیرکل: فرهاد امیرخانی 3/2/1391
نظر و بازخورد اینجانب به جلسه شورای فرهنگی دانشگاه مورخ 21/1/1391
by: فرهاد امیرخانی
به نام خدا
سلام و احترام به دوستان نواندیشم در هرجا و در هر موقعیتی که هستند. این متن به موضوع جلسه شورای فرهنگی مورخ 21/1/1391 ارتباط دارد. به اطلاع می رسانم که جلسه مذکور در زمان مقرر برگزار شد و طی جلسه موضوع نیاز فرهنگی و اجتماعی دانشجو و دانشگاه مورد نقد و بررسی قرار گرفت. غرض از این نوشتار به مشارکت گذاشتن بازخورد و تاثیرم از جلسه برای سایر دوستان است.
اینجانب ( بر خلاف تصورم!) مشاهده کردم که مدعوین به مسایل دانشجو بسیار علاقه دارند و مایل هستند که بستر نشو و نما علم و اندیشه سالم رونق بگیرد. رفتار اعضا شورای فرهنگی من را به یاد خودم و گذشته هایی که سپری کرد ه ام انداخت! به یاد دارم که اکثر مواقع با پدرم بر سر درس خواندن و یا نخواندن و بازیها و ... مشکل داشتم. همیشه او را متهم می کردم که با دنیای من فاصله دارد و من را درک نمی کند. آرزوهای من هم که یکی دو تا نبودند، هرچی می دیدم دلم می خواست و خلاصه مجموعه ای از درخواستها را داشتم که با درخواستهای پدرم اختلاف فاحشی داشتند.
سالها از آن روزها گذشته است و اینک با چهره سخت وخشن زندگی روبرو شده ام. درک من از زندگی متفاوت شده است. با ملاک عمل افراد در زندگی آشنا شده ام و به خوبی می بینم و می فهمم که چه اندازه غیر واقعی زندگی کردن، من را از شانسها و موقعیتهای زندگی خوب محروم کرده است. سعی می کنم محرومیت خودم را توجیه کنم و گناهش را به گردن دیگران بیاندازم اما هیچکس بهتر از خودم نمی داند که اگر محرومیتی هست به دوران سرگردانی و تعهد گریزی من ارتباط دارد. امروزه بار دیگر به حامی سالهای گذشته خودم یعنی پدرم نگاه می کنم و از خودم می پرسم که این پدر از من چه می خواست؟ در بررسی گفته های او می بینم که جز خیر وصلاح زندگی من، به من چیزی نگفته بود! او من را دوست می داشت و بهترین را برای من می خواست. او می دانست که در بزرگسالی با چه مشکلاتی رودرو خواهم شد پس سعی می کرد من را راهنمایی کند و اگر فرمان نمی بردم تشرمیزد و با ایجاد فضای خوف و تشویق، من را به سمت سعادت راهنمایی کند و اما من در ان روزها همه گفته هایش را اهانت به خود تلقی می کردم و از آن سرباز می زدم. اگر امروز هم چیزی دارم به پاس گوش سپردن به گفته های پدر بزرگوار و مصلحت اندیش من است و گرنه حساب کارم با رحمت الکاتبین می بود!
مطالب فوق را از آن جهت یادآوری کردم که نشان رفتار اعضا و مسولین فرهنگی دانشگاه را رفتاری خردمندانه و ضروری ارزیابی کردم. با بحثهای سیاسی کاری ندارم و در واقع جلسه شورای فرهنگی نیز به سیاست ورود نکرد. بحث فرهنگی و اجتماعی که دغدغه روز است، از سری مسایلی است که جوانان با مباحث سیاسی خلط می کنند و به طبع ضررهای جبران نا پذیری را تجربه می کنند. دانشجویان و اساتید ما در حوزه فرهنگی دچار سردر گمی فاحشی شده اند. از یکسو راه سعادت را می دانند و از دیگر سو آماج مدرنیته و تبعات مصرف زدگی، آنها را از مسیر ارزیابی هویت و تحقیق و عمیق شدن در مسایل جدی زندگی و علم باز می دارد.
جلسه شورای فرهنگی و موضوع فضا و نیاز دانشجو برای اینجانب تداعی گر رفتار و اقدام درست بود. علاقه مندم در این بخش از همکاری اجتماعی و فرهنگی فعال باشم و در ارایه فرهنگ سالم و آینده ساز نیز مشارکت داشته باشم. از دوستان نو اندیشم نیز می خو اهم تا دلهایشان را به سوی نصیحتها و ارزشها نرم کنند و پذیرای خرد باشیم و همگی در کنار هم برای فرهنگ سازی و شناخت راه از بی راهه کوشا شویم. مسلما در آینده پشیمان نخواهیم شد. تا فعالیت گروهی ما چه به نظر آید و چه به قبول افتد!
با احترام
فرهاد امیرخانی
بیانیه دبیر کل کانون اجتماعی و فرهنگی نو اندیشان به مناسبت آغاز سال1391
by: فرهاد امیرخانی
به نام خدا
سلام و احترام، به تمامی دوستان نو اندیش عزیز دارم و شروع سال 1391 را به تمامی عزیزان و هم میهنان ایرانی تبریک می گویم. سال جدید و بهار تازه بهترین نوید شکوفایی است، شکوفایی من و تو! شکوفایی آرمانها و انسانیتی که هست در من و تو! خواب گران زمستانی هرچند با فصل به پایان می رسد اما بسیاری از ما همچنان در خواب عمیق هستیم و شاید هرگز هم بیدار نشویم و بهار شکوفایی درون را تجربه نکنیم، که اگر چنین شود وای بر من و تو!
به هر حال امیدوارم در این سال جدید و همزمان با شکوفایی گلهای بهاری دل سخت و سنگی من وتو از سرمای منجمد شده زمستانی بیرون بیاد و مقام انسان بودن را تجربه کنیم. فراموش نکنیم که انسان این پدیده کم نظیر فراتر و عظیم تر از اندیشه های خردش است. بله، فراموش نکنیم که من و تو اسیر و در تسخیر اندیشه های محدودمان هستیم و به خاطر داشته باشیم که این حقیقت ما را به سوی بی نهایت باز و یکدل می سازد. درک این حقیقت که «ما از حقیقت خود آگاه نیستیم» کلید «آگاهی» است و با این کلید ذهن ما به تمامی کائنات باز و گشوده خواهد شد.
دوستان نو اندیش! ما به عنوان افراد مسئول در عرصه روشنگری و نو اندیشی موظف هستیم که لحظه لحظه های عمرمان را با آگاهی زندگی کنیم و امسال دارای فرصتهای بی نظیر برای خود سازی فرهنگی و اجتماعی است. به عنوان یک ایرانی عرض می کنم که آرزو دارم در کنار این خودسازی، به فعالیتهای کانون نیز ارج بدهیم و یافته های خود را در اختیار دوستان دیگر بگذاریم و به طبع نهالی باشیم در عرصه فرهنگ و اجتماع ایرانی که در آینده محصول خوب بدهیم و خدمتی به مقام انسان کرده باشیم. من و تو می توانیم ما بشویم و در کار یکدیگر سال 1391 را به مفهوم واقعی آن یعنی «تازه و نو» تجربه کنیم.امیدوارم.
بهار 1391
فرهاد امیرخانی
بیانیه دبیر کل کانون فرهنگی اجتماعی کانون اجتماعی نو اندیشان-اسفند 1390
by: فرهاد امیرخانی
به نام خدا
با سلام و احترام
به تمامی دوستان نو اندیش ، مطالب ذیل را جهت استحضار عزیزان به جهت تبیین مسیر و هدف کانون تقدیم می دارم :
نو اندیش عزیز ، همانطور که می دانیم فعالیت ما مطابق اساسنامه تعریف شده است ، بنا براین تلاش خارج از این چارچوب منع قانونی دارد پس در همین ابتدا تعهد خود را به رعایت مفاد اساسنامه اعلام می داریم . مطابق اساسنامه ، بوم گرایی و تعریف هویت بوم زیستی و تحقیق و پژوهش و نظریه پردازی به روش علمی جزو هدف ما است . گاهی این عبارت ها با تهجر و عقب گریزی مترادف می شود اما فراموش نکنیم که تعریف هویت بومی و ساخت بوم جدید و از جمله داروها و نوشداروهایی است که ایران ما را متحول و درمان می کند. بوم گرایی تعریف های زیادی دارد و تعریفی که اینک در ذهن دارم با برنامه ریزی اخیر کانون همخوانی دارد و آنهم شناخت فرهنگ اصیل بزرگان ایران و شناخت ظرفیتهای خالی اجتماع ایرانی و تلاش برای نظریه پردازی علمی و تعریف هویت است .
هویت ایرانی مخدوش است . سالها چوب و تحقیر استعمار و حکومتهای فاسد ، ضررهای غیر قابل جبرانی بر پیکر فرهنگ ایرانی زده است . ایرانی که دارای با ارزش ترین اعتقاد و والاترین ادبیات است از هر سو مورد آزار و تعدی بوده و این خانه سالها در وحشت و خفقان بوده است . امروز بر من و توست که به یاری مسولین فرهنگی برویم و برای ساخت و زدودن آثار به جای مانده پلشتی استکبار و استثمار چاره اندیشی کنیم .
با این انگیزه، نو اندیش متعهد در مهمترین مرکز فکری یعنی دانشگاه به روش تحقیق علمی روی آورده و سعی می کند با قبول نقش خود به عنوان جستجو گر معارف علمی به گذشته و حال خود بپردازد و از میان انبوه نظریه های وارداتی راه اصیل و شایسته ایرانی را بیابد و پس از پژوهش در آنچه که امروز هستیم و آنچه که می توانیم باشیم ، به طرح تئوری و نظریه علمی فرهنگی و اجتماعی مبادرت ورزد .
امید داریم که مسولین محترم ما را در این مسیر روحانی و علمی یاری کنند و در خواست داریم که با توجه به این همه بیماری اجتماعی و فرهنگی که اغلب زهر آگین هستند، ما را در این راه پر از سختی حمایت و باور کنند .
در آخر جا دارد از موسسین کانون نو اندیشان سپاسگذاری کنم که فرصتی را برای نو اندیشی فراهم کردند ، آفرین بر شما و هر چند در اینجا اسم شما را نمی آورم اما بدانید جای شما همیشه در نو اندیشان خالی است و همواره چشم به راه دیدار شما هستم . به دبیران و عضوهای کانون نیز درود می فرستم. فراموش نکنیم که جمع فرد فرد ما است که ما را ساخته است و هر کدام همچون یک عضو از یک تن عزیز و مهم و تاثیر گزار هستیم .
به امید روزهای پر از مهر و در پناه خدای یکتا ، دعای خیر و نجات را التماس دارم.
دبیر کل کانون فرهنگی اجتماعی نو اندیشان
امیرخانی
.
به نام حضرت دوست
by: فرهاد امیرخانی
غرض از این نوشتار ،
یاداوری و تکرار رسالت و هدفی است که بر لوح زرین ایرانی نوشته شده است.
ایرانی شایسته ایرانی باید ساخت.
این آرمان شهر نه آنقدر دور است که در دسترس نباشد
و نه آنقدر حقیر است که بخواهیم از این در گذریم!
ساخت این آرمانشهر با من و توست...خانه و کاشانه ما است.
از کجا شروع کنیم؟
هرگونه پاسخ به این سوال ،صحیح است
زیرا از فکر واندیشه متاثر شده است
اما جواب واقعی بررسی این فکر متاثر شده است.
1-مثلا:سوال:از کجا شروع کنیم؟
1-1جواب:من می اندیشم که «کاری از من بر نمیاید»!
1-2جواب واقعی:آیا واقعا کاری از من بر نمیاد؟چرا آره و چرا نه؟
بر نمیاد چون من یک فرد از دنیایی وسیع از من های دیگر هستم،و هر کس نقطه نظر خودش را دارد ،پس من به قدر خودم توان دارم و عاچز در ساخت و مشارکت مدنی این مرز وبوم هستم.مگر این ایران اصلا چه مشکلی دارد یا چه باید باشد،که الان نیست!
همینکه هست باید قدرش را بدانیم.
اما کاری هم از من بر میاید!من به دانه سیب دقت می کنم و می آموزم که این دانه با کاشت و مراقبت به درخت سیب تبدیل شود ! بنا بر این نباید خویش را دست کم گرفت،هر من کارخانه ای از جهان آفرینش است،من که ناطق این دنیای پیچیده و در عین حال منظوم است دارای امکاناتی است که آنرا با نام مواهب آفرینش می شناسیم.
ایران ما که سالها در زیر شلاق و استبداد ناله کرده و هویتش را بارها به تجاوز خدشه دار کرده اند به من و من های ایرانی نیاز دارد که به احترام آفرینش ،این خانه پر از ترس را،غبار روبی کنیم ،خرابی ها را آباد و آبادی ها را نور افشانی کنیم،و نترسیم از ترسهایمان،بلکه در ترس اندیشه کنیم و راهشرا به سوی امید وار شدن هموار کنیم.
سوال و پاسخی که مطرح شده است نمونه ای از انواع «چه باید کرد؟» است.
امیدوارم که تفاهم کنیم و خانه خود را نوسازی کنیم.
فرهاد امیرخانی.
به نام پروردگار
by: فرهاد امیرخانی
کنونت که امکان گفتار هست بگو ای برادر بلطف و خوشی
که فردا چو پیک اجل در رسد به حکم ضرورت زبان درکشی
